شعر دوران کودکی
باز باران٬ با ترانه
میخورد بر بام خانه
خانه ام کو؟ خانه ات کو ؟
آن دل دیوانه ات کو ؟
روزهای کودکی کو ؟
فصل خوب سادگی کو ؟
* * *
یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین ؟
پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین
در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟
* * *
کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز
یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد
* * *
باز باران٬ باز باران
میخورد بر بام خانه
بی ترانه٬ بی بهانه
شایدم گم کرده خانه...!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 14:2 توسط تنها
|
تاریخ تولد وبلاگ: 29/2/1390