باز باران٬ با ترانه
میخورد بر بام خانه

خانه ام کو؟ خانه ات کو ؟
آن دل دیوانه ات کو ؟

روزهای کودکی کو ؟
فصل خوب سادگی کو ؟

* * *

یادت آید روز باران
گردش یک روز دیرین ؟

پس چه شد دیگر٬ کجا رفت؟
خاطرات خوب و رنگین

در پس آن کوی بن بست
در دل تو٬ آرزو هست؟

* * *

کودک خوشحال دیروز
غرق در غمهای امروز

یاد باران رفته از یاد
آرزوها رفته بر باد

* * *

باز باران٬ باز باران
میخورد بر بام خانه

بی ترانه٬ بی بهانه

شایدم گم کرده خانه...!