یه روزی عاشقش بودم ،چه روزایی رو سر کردم

باهام غریبه بود اما،گذشتو عاشقش کردم

ما دوتا هم نفس بودیم،قسم به قطره اشکامون

اما قسمت نشد باشیم،حالا خالیه دستامون

منم عاشقترین بودم،تو چشماش عشقو میخوندم

یه عمری ضربه ها خوردم،ولی بازم پیشش موندم

ما دوتا جفت هم بودیم،رو عشق هم قسم خوردیم

اما رفت از پیشم اما،
من و دل هردومون مردیم


...من و دل هردومون مردیم...

اگر چه خالی دستم، هنوزم عاشقش هستم

نمیتونم برم تنها،بدجوری
دل به اون بستم

منم اشکاش میاد یادم، آخه عشقو یادش دادم

دیدم جلوی چشمام رفت،چه ساده از دستش دادم

روزای روشن شادیش واسه اون،حسرت شبا بمونه واسه ما

اگه غصه هم نیاد سراغمون،دیگه فردا چی میمونه واسه ما

..آخه فردا چی میمونه واسه ما..

چرا درد منو هیشکی،تو این دنیا نمیدونه

چشام اسیر چشماشه،دلم تو حسرت اونه

یه روز خوش ندیدم من،از اون روزی که اون رفته

سراغشو نمیگیرم ،دیگه از روزای هفته

هنوز تو حسرت اونم،چرا رفته نمیدونم

شاید برگرده اون اما،دیگه پیشش نمیمونم

دلم از دست اون خونه،دیگه پیشم نمیمونه


براش میمیرم و افسوس،که قدرم رو نمیدونه

...که قدرم رو نمیدونه...